ستاره کاظمی: هرکسی که خیاطی میداند طراح لباس نیست و هر کس که جوشکاری بداند طراح صحنه نیست

تصویر و هنر ایران با خانم ستاره کاظمی، طراح صحنه و لباس گفتگویی انجام داده که در ادامه می خوانید.

  • خانم کاظمی کی متولد شدید؟

پاییز ۱۳۶۵

  • ما باید شما رو ستاره کاظمی خطاب کنیم یا فائزه کاظمی؟ کدومشو می پسندید؟

من هر دوتا اسمم رو خیلی دوست دارم ولی به دلیل این که سال هاست با اسم ستاره صدا شدم فکر می کنم راحت تر باشم اگر این اسم رو بشنوم.

  • کجا تحصیل کردید؟

دانشگاه سراسری هنر گیلان

  • زمانی که دانشجو بودید فکر می کردید که روزی به عنوان یک طراح لباس یا طراح صحنه در اجراهای خوب مطرح بشید و نقش مهمی داشته باشید؟

خب من به صورت خونوادگی با طراحی لباس آشنا بودم. چون  مادرم طراح لباس بود و سال هاست کار طراحی لباس انجام می ده. اما در مورد طراحی صحنه زمانی که وارد دانشگاه شدم و شروع کردم کار پرفرمنس آرت انجام دادن و برای ارائه دروس دانشگاهی و مفاهیمی که می خواستم ارائه بدم کارهای مفهومی رو به صورت کانسپچوال آرت انجام می دادم ، علاقمند شدم که شیوه های مختلفش رو سرچ بکنم و بعد از این که وارد این حیطه شدم دیدم که خب شاخه هایی هست که خیلی تخصصی می شه پیگیری کنم و از اون استفاده کنم. من از ۱۲ سالگی وارد تئاتر شدم و سال ها بازی می کردم و کارهای مختلفی توی تئاتر رو علاوه بر بازیگری تجربه کردم،  هر چی سنم بالاتر رفت شاخه های مختلف هنری رو  تجربه می کردم، دستیار کارگردانی، طراحی نور، طراحی صحنه، طراحی لباس، منشی صحنه و.. خیلی کارا رو تجربه کردم.

sf4

 

رشته دانشگاهی من طراحی نقاشیه و بعد از این که وارد دانشگاه شدم و تخصصی کار طراحی رو انجام دادیم، دیدم که می شه از اینا در طراحی لباس استفاده کرد مثلا این که در مورد هر لباس با توجه به این که نقاشی هایی از هر دوره وجود داره و توی اونا تاریخچه هر لباس مشخصه یعنی تو اون نقاشی ها داره نشون می ده که اون زمان و اون برهه از تاریخ چه لباسی پوشیده می شده اما در تئاترها می دیدم با دقت کمتری به این موضوع پرداخته می شه مثلا یه تئاتر داره در مورد یه برهه از تاریخ صحبت می کنه ولی در لباس دقت نشده و لباس بی ارتباط هست و این  موضوع رو بهش توجه نشده با این که می بینیم تو اون دوره نقاشی هایی هست که سند هستند و خیلی راحت می تونیم به اونها رجوع کنیم مثل عکس هایی که برای سده های اخیر هست و خیلی راحت می شه توش لباس ها رو دید …

  • خانم کاظمی، گفتید که از بچگی از دوازده سالگی کار تئاتر می کردید. می تونید برامون بگید که اولین کاری که کردید چی بود؟

اولین کارم رو دوازده سالم که بود انجام دادم. کار «خانه دوست کجاست» اثر دکتر مجید کیمیایی پور بود که اتفاقا یک کار بزرگسال هم بود. فکر می کنم سبکش اگه درست خاطرم باشه سبک سورئال بود بعد همون کار، همون سال وارد جشنواره فجر شد و حالا در مورد این که چه رتبه ای رو گرفتیم خیلی دقیق خاطرم نیست ولی یادمه ما اون سال اومدیم جشنواره فجر و توی همون بچگی و همون سن به نظرم کار تئاتر خیلی حرفه ای و جدی رسید.

–  شما در کنار کار تئاتر کار سینما و تلویزیون هم کردید ظاهرا؟

بله من طراحی صحنه و لباس کار سینما و تلویزیون هم کردم.

  • چه کارهایی؟

کارهایی که طراحی صحنه و لباس برای سینما کردم کارهای دو  سه  سال اخیرم هستش و چون هیچکدوم از این کارها هنوز به اکران نرسیده و از طرفی توی قرارداد ما قید شده که اسمی فعلا برده نشه و جایی اعلام نشه فعلا نمی تونم اعلام کنم و لی خب به محض این که هر کدومشون مجوز اکرانش رو بگیرند، توی صفحه شخصیم همه اطلاعاتش رو خواهم گذاشت.

  • می تونید از کارهایی که انجام دادید یه پیشینه ای برامون مختصر بگید؟ بیشتر توی تئاتر کار کردید؟

بله تخصص اصلی من بیشتر صحنه و لباس تئاتر هست.

  • می تونید چند تا نمونه از تئاترهایی که انجام دادید برامون بگید؟

خیلی زیاد بودن و بخوام همه رو بگم از حوصله بحث خارجه به چند تاشون در سال های ۹۵ و ۹۶ اشاره میکنم

چرخه سودایی،۹۵تتراکرومات ،۹۶دختران باباانتوان ۹۶کله پوکها ۹۶شطرنج روی آب ۹۶ترور نا فرجام ۹۶ ده هزارسیگار + دونات ۹۶ هیس آنها اینجا هستند ۹۷ گیج و ویج ۹۷ . یکی از کارهای خیلی خوب در سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجردر قسمت جوان بود به اسم کار «چرخه سودایی» اثر آقای محمدجواد صرامی، یه کار سورئال آوانگارد بود که طراحی صحنه و لباس اون کار را داشتم. با این کار در جشنواره فجر در خیلی قسمت ها کاندید شدیم. نمونه ش  طراحی لباس که بنده کاندیدای سیمرغ بودم و برای گریم هم خانم سوگل بهرامپور کاندید شدند. با همین نمایش توی جشنواره تخصصی تئاتر هنر و تجربه، سیمرغ بهترین طراحی صحنه رو گرفتم.

  • بیشتر فکر می کنید که در زمینه تئاتر دوست دارید فعالیت بکنید یا زمینه سینما و تلویزیون؟

من عشق و علاقه م تئاتره یعنی دنیایی که تئاتر برای من می سازه سینما نمی سازه  لذتی رو که توی تئاتر تجربه می کنم در سینما و تلویزیون ندارم تلویزیون که اصلا. چون هم خیلی زمانگیره هم خیلی سلیقه عام توش دخیله و سلیقه کارگردان. ولی در مورد تئاتر کمتر من با این موضوع مواجهم و دستم برای خلاقیت بازتره.

کسی هستش که به عنوان الگوی خودتون در حیطه تئاتر و طراحی صحنه و لباس داشته باشید و بگید که من این آدم رو ازش درس می گیرم و روش حساب می کنم و بر اساس کارای اون کار می کنم؟

در مورد طراحی صحنه بخوام بگم من در طراحی صحنه علاقه به  کارهای آقای خاکدان دارم. ایشون از طراح های صحنه قدیمی ایران هستند و در طراحی لباس هم، عاشق سلیقه فانتزی خانم ایریس اپفل هستم ولی کلا سعی می کنم کارهام خیلی به ایده فکری و ذهنی خود من نزدیکتر باشه تا این که از کسی کپی یا الهام گرفته بشه یا به کسی نزدیک باشه. بیشتر برای این که کارهام به روز بشه، دنبال تحقیق و سرچ کردن توی اینترنت و نگاه کردن به کارهای کشورهای دیگه هستم. خودم رو خیلی محدود به چارچوب تئاتر یا سینمای ایران نمی کنم.

  • به عنوان یه جوون که تو این حیطه دارید کار می کنید چه تفاوتی در اجرای تئاتر تهران و شهرستان می بینید خصوصا چون بیشتر کارتون تو استان اصفهان هست، این تفاوت تهران و اصفهان رو در چه می بینید؟

خب تئاتر شهرستان ها خیلی غریب مونده. واقعا خیلی هم به نسبت سینما و تلویزیون مظلوم تره، خیلی مظلومتر.البته مخاطب تئاتر خوشبختانه بیشتر از قبل شده اما همچنان اون جایگاهی که باید داشته باشه نداره. در مورد شهرستان ها وضع از استان تهران خیلی بدتره. توی شهرستان ها ما اون استقبالی که توی تهران می شه رو نداریم. اصفهان خب کمتر مخاطب تئاتر داره، هرچند خیلی بهتر از سال های قبل شده. البته یکسری کارهای خاص مثل کارهای طنز پر مخاطب تر هستند که اون هم دلیلش سلیقه اکثریت مخاطب عام هست اما کماکان مخاطب کارهای خاص مثل کارهایی که حالا ژانر غیر از طنز داره مثل کارهای آوانگارد،  پست مدرن، مدرن، سورئال، کارهایی که خیلی سبک و سیاق رئالیستی نداره، اینا خیلی مخاطبش کمتره و سالن ها خلوت تر به اجرا می رن تا کارهایی مثل کارهای طنز. منکر این نیستیم که گروه هایی هستند که کارهای طنز خوب هم ارائه می دن ولی خب می شه گفت در واقع اینجور کارها دارن می شن ماسک اکسیژنی برای این که مردم به سمت سالن های تئاتر کشیده بشن تا بین مردم و تئاتر آشتی برقرار بشه.

sf1

خانم کاظمی ظاهرا اخیرا مشغول کار «سر میز شام» بودید از حال و هوای اون کار برامون بگید و معرفی کنید

سر میز شام یه تئاتر با سبک سورئال هستش که گرایش هایی به آوانگاردیسم هم داره. کاریه که به نویسندگی و کارگردانی آقای محمدجواد صرامی و انشالله این کار رو از یکم تا پونزدهم مرداد ماه در سالن اصلی فرشچیان به اجرا خواهیم برد.

این کار الهام گرفته از داستان «یرما» نوشته فدریکو گارسیا لورکا است که با توجه به اون چیزی که مد نظر خود کارگردان بوده این متن نوشته شده و تغییر پیدا کرده و ساختار اون از ساختار نمایشنامه اصلی فاصله گرفته برای همین هم بهش می گیم برداشت آزادی از نمایشنامه لورکا.

 

سقف آرزوهای خانم ستاره کاظمی در تئاتر و طراحی لباس یا طراحی صحنه چیه؟

حقیقتش من آدم بلندپروازیم و این باعث می شه که سقفی براش تعریف نکنم. اما دلم خیلی می خواد که تئاترمون برگرده به زمانی که یک سری نمایش ها داشتیم مثل نمایش اتللو اثر آقای ناصر فرهمند که مدال بهترین اتللوی جهان رو در جشنواره استراتفورد انگلستان از آن خود کرد و ۷۰ سال بهترین اتللوی جهان بود، دوست دارم به جایی برسیم که باز هم تئاترهایی داشته باشیم که بهترین اجرا در دنیا باشه. شاید به نوعی من خیلی خودم رو محدود به طراحی صحنه یا لباس نمی کنم هرچند که عشق اصلی م طراحی صحنه و لباسه. ولی تا چند وقت دیگه انشالله توی آبان ماه یکی از نمایشنامه های مورد علاقه م رو به کارگردانی خودم به اجرا خواهم برد. سعی می کنم که چیزی رو که تا الان توان برآورده کردنش رو دارم به ظهور بذاریم. حالا نمی دونم چقدر شدنیه، ولی تلاشمونو می کنیم.

  • آیا تا حالا به این فکر افتادید که اجراهای بین المللی هم بکنید؟ برای خودتون یا گروهای دیگه؟

قطعا! ما حتی تلاش هایی هم داریم در این زمینه انجام می دیم. حالا نتیجه و خروجی ش رو تو یکی دو سال آینده انشالله می بینیم ولی فعلا کارهای مراحل اولیه ش داره انجام می شه.

  • توی تئاتر ایران توی بازیگرها و کارگردان هایی که تو این زمینه کار می کنند کدومشون رو بیشتر می پسندید؟

کارگردانای زیادی هستن که کارای خیلی خوبی دارن ارائه می دن نمی شه خیلی تکی اسم برد در مورد بازیگرا هم خیلی ها هستند و البته هر کسی در ژانر خودش باید قیاس بشه.

ازکارگردان های جوان شروع می کنم. مثلا نمونه کارهایی که تو سلیقه شخصی م هستش یه سری کارهایی که بچه های تئاتر مستقل دارن انجام می دن مثل کارهای آقای کوشکی رو میپسندم ، پیشکسوتها که قطعا همه شون. اما بچه های تئاتر مستقل سبک و سیاقشون جدید تر و شیرین و دلچسبه وکارهای جدیدی رو روی صحنه بردند که می پسندم. مخصوصا به لحاظ طراحی صحنه و لباسش برای این که روش وقت گذاشته شده. در مورد پیشکسوتها هم من خودم کارهای آقای پسیانی رو واقعا دوست دارم. کارهای آقای معجونی رو خیلی دوست دارم. کار آقای ثروتی رو دوست دارم کار اقای پیروز فر رو مخصوصا تو بازی منولوگشون دوست داشتم. خیلیا هستن توی این سبک و سیاق که مارهاشونو دوست دارم.

  • توی حیطه سینما

آقای کیارستمی. اصلا حرف ندارن ایشون

  • حرف که نداشتن خدارحمتشون کنه ولی الان توی سینما مثلا دوست دارید با پیشکسوت هایی مثل آقای مهرجویی کار بکنید؟

قطعا تجربه خیلی خوبی خواهد بود من تشنه آموزشم به شدت عاشق یاد گرفتنم و قطعا سر کار با بزرگان خیلی چیزا رو یاد خواهم گرفت منی که تو خیلی از زمینه ها آدم بیسوادی هستم. یه آدم نوپا که تصمیم داره بزرگ بشه و خیلی چیزا رو باید یاد بگیره باید خیلی درس یاد بگیره و خیلی عرق ها بریزه هنوز اول راهم و قطعا آرزوی هر طراح صحنه و لباس یا هر هنرمندی اینه که با آدم های خیلی بزرگ کار بکنه.

  • کی خبر اون کاری که کار خودتونه، به کارگردانی و برنامه ریزی خودتون، رو می شنویم؟

جلسات تمرینش ازاواخر مرداد ماه شروع می شه و دیگه ببینیم چقدر تمرین کار می بره چون کار سنگینیه تخمینمون برای اجرا آبان ماه هست.

  • تو این مدت که کار می کردید از دستمزدهایی که به عنوان طراح لباس یا طراح صحنه دریافت کردید راضی بودید یا نه؟

حقیقتش نه،اما از اونجایی که منبع درآمدم برای ارتزاق خیلی طراحی صحنه و لباس نبوده شکایتی ندارم چون هدف بزرگتری پشتش داشتم.

چه هدفی؟

قبلا هم توی یکی از مصاحبه هام گفتم. خیلی ها به خاطر این که یا ندارن که بتونن هزینه واقعی رو پرداخت بکنن،که البته بخشی از هزینه رو قطعا همکارها می پردازن، ولی اینقدر که بتونن دستمزد واقعی طراحی و دستمزد واقعی دوخت لباس و بقیه هزینه ها رو بپردازن واقعا ندارن و از طرفی اونقدر  مخاطب نمیاد تو سالن که این هزینه ها جبران بشه و کارگردان پیش خودش بگه که من الان هزینه می کنم بعد این برمی گرده به من. حداقل حتی گاهی این هزینه که بابت کار خرج می شه، اون هم بر نمی گرده. بنابراین من نمی خوام که اینقدر فشار بیارم به کارگردان که از کار حرفه ای یا داشتن لباس تخصصی و حرفه ای تئاتر یا داشتن یک صحنه درشان تئاتر اصفهان در شان تئاتر خودشون محروم بمونن. پس من نمیام دستمزدم رو برای یک کار تخصصی ازشون بخوام. معمولا با یک مبلغ کمی کنار میام. بیشتر هدفمون اینه که شکل و شمایل تئاتر رو به سمت حرفه ای تر شدن ببریم. چون ما به عنوان طراح، داریم ظاهر اون قضیه رو می سازیم رنگ و لعاب تئاتر رو می سازیم. بیشتر بحثم اینه که به خاطر هزینه ها اصولا از داشتن همچین موضوعی محروم نشن واسه همین من خیلی دغدغه م پول نیست و نگرانش نیستم.

  • به عنوان کسی که الان دارید کار می کنید و تجربه خوبی هم تو این زمینه کسب کردید واسه هنرجوهای طراحی صحنه و لباس چه حرفی دارید که بگید؟

اول از همه مطالعه. یعنی خواهش می کنم هرکسی که خیاطی بلده نیاد بگه من طراح لباسم. این موضوع خیلی موضوع متفاوتیه. خواهش می کنم هر کس که جوشکاری بلده نیاد بگه من طراح صحنه م چون خیلی متفاوته. وقتی که در مورد طراحی داریم صحبت می کنیم یعنی طرف تاریخچه لباس رو بدونه حداقل اگه نمی دونه بره مطالعه کنه. تاریخ اون لباسی که داره طراحی میکنه برای شخصیت کارش و کشوری که نمایش متعلق به اون هست رو مطالعه کنه، بره عکسا رو ببینه، نقاشی ها رو ببینه، به سندیت حرف بزنه، به سندیت طراحی کنه، سبک ها رو بشناسه. معضل اصلی مون تو خیلی جاهاحتی توی تهران همینه .

sf2

خیلی جاها دیدم طراح، سبک رو نمی شناسه، نمی دونه کار در چه ژانریه. گاهی فرد، صرفا به دلیل این که می تونه لباس انتخاب کنه و رنگ ها رو کنار همدیگه بچینه یا خیاطی خوب بلده، می گه من طراح لباسم. این موضوع خیلی موضوع دردناکیه و همین هم می شه که ما شاهد همچین افتضاح هایی در بعضی طراحی ها هستیم. طرف اگه واقعا طراح باشه، حتی اگه خیاط هم نباشه می تونه پارچه رو انتخاب بکنه متریال پارچه رو بشناسه (چون متریال شناسی یکی از نکته های اصلیه) و تهیه بکنه و بده خیاط بدوزه. یعنی می خوام بگم این قسمت دوم قضیه یه قسمت کوچیکشه. ولی در مورد نشناختن سبک ، نشناختن متریال ندونستن تاریخچه لباس، شخصیت پردازی و کاراکتر سازی برای نقش و ندونستن خیلی از این نکات با مشکل مواجهیم. در مورد طراحی صحنه هم دقیقا همین موضوع رو ما داریم. کسی که نجاری بلده جوشکاری بلده دکوراتوره، ام دی اف کاره ، کار دکور خونه انجام می ده کار مغازه انجام می ده میاد و یه هزینه گزافی رو با زبون شیرینش، رو دست کارگردان و تیم می ذاره. و یه دکور کاملا بی ربط تحویل می ده. در صورتی که برای طراحی صحنه هم باید مطالعه داشت سبک ها رو شناخت، و بر اساس متن و سبک اجرای کار، طراحی کرد.

در مورد طراحی لباس و صحنه در مورد هر دو می گم که این افراد باید با تیم همراه باشند، نمایشنامه خوانده بشه، تحلیل کاراکتر بشه، تحلیل کار بشه، سبک و سیاق کار و ژانر کار کاملا مشخص بشه و بعد طراحی بشه. یعنی طراحی بخشی از این قضیه است و اگر طراح، دانش این رو نداشته باشه که چه چیزهایی در این کار ضرورت و چه چیزهایی در این کار زیبایی است، واقعا نمی تونم اسم اون روند رو بذارم طراحی صحنه یا طراحی لباس.

  • شما که به عنوان یک خانم دارید کار می کنید حتما خبر دارید اخیرا جریان های بین المللی راه افتاده در مورد زنان مثلا توی مراسم گلدن گلاب به خاطر اعتراض به آزار جنسی همه سیاه پوشیده بودن چه خانم چه آقا. توی ایران جو چطوره؟

توی ایران نمی تونم به صراحت بگم نه نیست چون حرفتون قابل رد نیست. هست و وجود داره متاسفانه و همه جا هم شاهد این چیزا هستیم. اما عرض کردم خدمتتون که من از بچگی وارد این حرفه شدم و خوشبختانه با آدم های سالمی طرف بودم و کار کردم. این بخشی ش برمی گرده به شانس و اقبال بلند من. در این مورد. نمی تونم بگم تو اصفهان ما چنین چیزی رو نداریم یا توی تهران نداریم یا توی ایران نداریم. هست، وجود داره و قابل انکار هم نیست ولی خوشبختانه من آدم خوش شانسی بودم که با این جور موارد طرف نشدم و کسانی که باهاشون کار کردم آدم های سالمی بودن به لحاظ روحی روانی و به لحاظ رفتاری.

  • می تونید برامون بگید بهتری کاری که تو این مدت انجام دادید چی بوده؟

نه واقعا چون همه شون رو خیلی دوس دارم.

  • می دونم همه مثل بچه هاتون می مونن ولی خب …

یکی که خودم خیلی دوس داشتم، کاری بود که با بچه های معلول بهزیستی توی  چند تا مرکز بهزیستی تئاتر درمانی انجام می دادیم که دراماتراپی یا سایکودرام بهش می گن. البته، بیشتر کار درمانی ست، نمی شه اسم تئاتر حرفه ای روش گذاشت. اینقدر که عشق در اون کارها بود، اینقدر که علاقه توش بود، خیلی بیشتر از هر کاردیگه ای دوست داشتم. اردیبهشت ماه امسال یه کاری انجام دادیم، به نام پروانگی با موسسه بهزیستی شهید مدنی، با بچه های ضریب آموزش پذیری یا آی کیوی زیر ۲۵-۳۵ که فوق العاده بود. اونقدر اون کار به دلم چسبید که نمی شه وصفش کرد. اون بچه ها، اونقدر عمیق و ظریف به موضوع تئاتر نگاه می کردند و سوال هایی می کردند، حیرتی که داشتن، عالی بود و برای من جذاب بود. اونقدر که اون کار رو به همه کارهام ترجیح دادم. در مورد کارهایی که دانشجوها انجام داده بودن، ما یه کاری رو از ساموئل بکت با بچه های دانشجو داشتیم.  اون کار هم به دلیل شناخت فلسفی که بچه ها روی کار داشتند خیلی کار جذابی شد. اسم کار بداهه سرایی اوهایو بود، نوشته ساموئل بکت. کار خیلی خوبی بود و خروجی خیلی خوبی داشت. یه کاری بود که سال ۱۹۸۱ اولین بار توی دانشگاه ایالت اوهایو به اجرا رفته بود. ما اون کار رو به سبک و سیاق امروزی و سلیقه خود دانشجوهام به اجرا بردیم. یه کار کاملا مدرن. اول سبک رو بهشون آموزش دادیم و بعد به وسیله همونا … یعنی خرده ریزه های کار رو به عهده اونا گذاشته بودیم. این هم کار خیلی خوبی بود. این نمایش با نام «از من به من» در جشنواره تئاتر دانشجویان دانشگاه فرهنگی راه یافت و رتبه اول تئاتر صحنه ای رو کسب کردند. وگروه دیگه ای هم که نمایش عروسکی انجام دادند، رتبه دوم تئاتر عروسکی رو گرفتند.

 

  • آیا کاری هم هستش که از انجام دادنش پشیمون شده باشید؟ می تونید اسم نبرید.

آره اگه قراره اسم نبرم آره.

دو تا ماجرا وجود داره یکیش این که پشیمون شده باشید یکی این که بدترین کاری بوده که خودتون انجام دادید.

نه! می خوام همینو بهتون بگم پشیمون شدم که چرا با اون کارگردان کار کردم. که ای کاش هیچ وقت این کارو انجام نداده بودم. اولش که وارد کار شده بودم و قرار شده بود طراح لباس اون کار باشم، چیزی که از اجرا واز متن و از بازی ها، به من نشون دادند، یک طوری بود. و وقتی من پذیرفتم، قرارداد بستم و طراحی کردم طور دیگه ای بود. من طراحی کار رو انجام دادم و لباس ها هم لباس های خوبی از آب در اومد. اما وقتی کار برای اجرا رفت، اصلا اون چیزی نبود که قرار بود اجرا بشه. یعنی اصلا انگار با یه کار دیگه ای مواجه شده بودیم.

  • مرسی از وقتی که گذاشتید. نکته دیگه ای دارید در مورد سینما تئاتر و هر چیز دیگه ای بگید؟

در مورد سینما که نه چیزی نمی خوام بگم. چون احساس می کنم که اونایی که می تونن خیلی بهتر از من حرف بزنن، حرفای زیادی دارن. ولی من عشقم تئاتره. می خوام یه چیزی در مورد تئاتر شهرستان ها بگم و از بزرگترا گله کنم. از اونایی که نمیان کمک کنن. یا حتی ما خیلی وقت ها نامه نگاری می کنیم و از عزیزان و اساتیدمون یا بازیگرای خوبمون که بیاید یا همون تئاتر خودتون رو بیارید اصفهان، به اجرا بگذارید. یا قبول نمی کنن یا خیلی سختگیری میکنند. به نظرم، منِ نوعی که علاقمند به هنر هستم یا منی که داشنجوی هنرم یا منی که یک تئاتربین هستم، حقم اینه که غیر از همین چند تا تئاتر خوبی که تو شهرمون داره اجرا می ره، تئاترهای خوب دیگری رو هم ببینم. اما شاید از نظر مالی وسعم نرسه دائم به تهران سفر کنم، یا برای اسکان در تهران مشکل داشته باشم. سخته که ما این همه راه رو برای دیدن یه تئاتر متفاوت، پاشیم بریم تهران! و ای کاش که میسر می شد، این پرده برداشته بشه. این فاصله گذاری برداشته بشه. در اون صورت، خیلی ارتباطات بیشتری شکل می گیره، هم در مورد بازیگرهای شهرستانی و دیده شدنشون. هم در مورد دیدن کارهای خوب شهرستان ها تو شهر خودشون. یه موضوع دیگه هم، این که سرمایه گذاری که روی تئاترها توی شهرستان ها می شه انقدر کمه که واقعا بعضی وقتا آدم می گه آیا تصمیم بر اینه که تئاترها توی شهرستان ها کنسل بشه؟ دیگه هیچ وقت اجرا نریم؟ اگه هم تصمیم به همچین چیزی هست راهکار دیگه ای پیش رومون بذارن که ما کار دیگه ای انجام بدیم. چون تضمین سرمایه گذاری توی شهرستان به هرحال ریسکه. اما چون ریسکه و کسی نمی پذیره، آیا نباید دیگه روی تئاتر شهرستان سرمایه گذاری بشه؟ اگه یه مقداری به این موضوع هم توجه بشه خیلی خوبه ممنون می شم از کسایی که بتونن شاید تو این راه کمکی بکنند.

اولین نفری باشید که نظر می دهد.

دیدگاهی بنویسید

آدرس ایمیل شما محفوظ می ماند


*