لادن صحرایی/ از تولد در ماشین تا جایزه بین المللی کارگردانی…. چندنفر را می شناسم که استعداد دارند و امیدوارم هرچه زودتر وارد این حرفه شوند. آرزویم این است که همه ناشنوایان در کارشان و در زمینه ی فیلم و هنر پیشرفت کنند. هدف من شخصا این است به تمام جهان نشان دهم که توان دارم و می توانم فیلم بسازم.

لطفا خودتان را معرفی کنید. متولد چه سالی و کجا هستید و تحصیلاتتان رو بفرمائید

متولد سوم مرداد۱۳۶۴ هستم پدر و مادرم تهران به دنیا آمدند. وقتی مادرم به همراه خانواده ام برای مسافرت به شیرازرفته بودند ومن را بارداربودند من بدنیا آمدم. یعنی من شش ماهه بدنیا آمدم ونارس بودم، درحقیقت مرده بودم، چون سیانوزه بودم واصلا گریه نکردم. به مادرم گفتند چون نارس است درضمن معلوم نیست زنده بماند حالا ما در دستگاه می گذاریم بالاخره من سه ماه بیمارستان بودم و زنده ماندم خوب بودم ولی بعداز هشت ماه که تب کرده بودم، تشنج کردم وعصب شنوایی ام قطع شد ومن ناشنوا شدم ولی بعدها خدارا شکر به خاطر هوش وزیادگوش دادن به آهنگ وصداها باسمعک ناشنوای مطلق نشدم بلکه کمی شنوایی داشتم مخصوصا صدای بلند رو میشنوم البته این را هم بگویم من درحیاط بیمارستان نمازی شیراز درماشین به دنیا آمدم.
در حال حاضر من در ونکوور کانادا هستم، مدت چهارسال ودوماه است که اینجا هستم.

من تا دوره پیش دانشگاهی گرافیک میخواندم ولی دردانشگاه رشته تربیت بدنی خواندم هرچند علاقه ام به کارگردانی بود که متاسفانه گفتند چون ناشنوا هستی نمی توانی رشته کارگردانی بخوانی.

چه شد که به سینما و مشخصا فیلمسازی علاقه مند شدید؟ از زمان فعالیتتان در ایران بگوییدچه سالی اولین کار حرفه ای تان را انجام دادید؟
وقتی بچه بودم همیشه به اتفاق مادرم به سینما می رفتم چون ایشان هم علاقه مند به سینما بودند. اولین فیلم را وقتی درسینما دیدم هیچوقت یادم نمی رود اسم فیلم «مریم ومیتیل» به کارگردانی فتحعلی اویسی و فیلم «من زمین رادوست دارم» به کارگردانی ابوالحسن داودی بودکه هردوفیلم درسال ۱۳۷۲اکران شد خیلی بروی من اثر گذاشت. بازی افسانه بایگان و نیاز طارمی و علیرضا خمسه را خیلی دوست داشتم و همچنین فیلم اجاره نشین ها به کارگردانی داریوش مهرجویی وچندسال بعد وقتی ۱۳سالم بود از فیلم «قرمز» با بازی هدیه تهرانی خیلی خوشم آمد. تصمیم گرفتم بازیگر شوم، به همین جهت درمراسم سینمایی شرکت می کردم تا با بازیگران وکارگردان ها آشنا بشوم وبا آنها دیدارمی کردم ومی گفتم اگر امکان دارد، به من نقشی بدهند، که چندسال بعد آقای علیرضا خمسه که درخانه سینما با ایشان دیدارداشتم بامن تماس گرفتند برای مصاحبه یک قسمت شرکت کنم. خیلی خوشحال شدم. اسم مجموعه آموزشی حیاط خلوت گروه نوجوان شبکه دوسال ۱۳۸۲ بود. ئر آن برنامه شرکت کردم ویک سال بعد آقای فریدون جیرانی با من تماس گرفتند و قرارشد نقش کوتاهی به من بدهد. قراربود هدیه تهرانی بازی کنند، نشد، جایگزین لیلا حاتمی شد. متاسفانه فیلمنامه عوض شد، نقش بسیار کوتاه پرستاربازی کردم. درآن فیلم دوماه ونیم هم به عنوان دستیار لباس کارکردم، ولی دوست داشتم کارگردانی یادبگیرم وبعد هم فیلم پیشنهادپنجاه میلیونی به کارگردانی مهدی صباغ زاده بهعنوان دستیارصحنه ولباس کارکردم. خیلی خوشحالم که دو فیلم درکنار زنده یاد خسروشکیبایی بودم وبا ایشان همکاری کردم. روحشان شاد. من دوست دارم فرهنگ وزبان اشاره مخصوص ناشنوایان را به همه نشان بدهم. برای همین تصمیم گرفتم که فیلمسازبشوم وبیشتر بتوانم برای ناشنوایان درموردخودشان وموفقیت هایشان وپیشرفت هایشان چه درزمینه هنری وچه ورزشی وچه درزندگی هایشان فیلم بسازم.

آیا زمینه اصلی فعالیت شغلی تان سینماست یا فیلمسازی را به عنوان کار جنبی برگزیدید؟

به خاطر ناشنوا بودنم، هنوز شغل من فیلمسازی یا سینما نیست. من هرچندتا فیلم که ساختم، به صورت مستقل و خودم ساختم. من می خواهم فیلمهایم را درجهان نشان بدهم و بگویم که می توانم فیلم بسازم. به امید ده سال دیگه که فیلمسازمعروفی بشوم ان شاالله.

از فیلم هایی که ساختید و جوایزی که دریافت کردید برایمان بگویید.
شش فیلم مستند کوتاه درایران ساختم که همه درباره مشکلات ناشنوایان می باشند. یکی ازآنها مستند جبارباغچه بان است که در چند جشنواره برنده شد. یکی ازجشنواره ها جشنواره کیش بود که جایزه گرفتم. دو مستند هم در ونکوور کانادا ساختم. مستند ورزشی پسر ناشنوای دانهام درباره رونالد فی ناشنوا هست و درباره زندگی ایشان می باشد، زیرا ایشان از ناشنوایان مهم کانادا بوده که در زمینه های ورزشی وفعالیت داشتن درخیلی موارد ازجمله ایجاد سازمان های ناشنوایان وفعالیتهای زیادی انجام داده و همه کانادایی ها او را می شناسند ایشان معروف هستند وخیلی انسان مهربان ودوست داشتنی هستند.

این مستند پسرناشنوای دانهام، اولین بار درششمین جشنواره دوسالانه بین المللی فیلم ناشنوایان تورنتو کانادا به عنوان بهترین مستند انتخاب شد و درجشنواره های آنلاین کشورهای مختلف هم شرکت کردم و اکثرا انتخاب شدم وتقدیر نامه گرفتم. همچنین فیلم را به دو جشنواره فیلم بین المللی آمریکا فرستادم. یکی چهارمین جشنواره دوسالانه فیلم ناشنوایان سیاتل بود که فیلم راه پیداکرد ولی متاسفانه به خاطرایرانی بودنم برای گرفتن ویزای آمریکا رد شدم. حتی دعوت نامه نشان دادم ولی باز هم قبول نکردند. خیلی دلم شکست و نا امیدشدم.

چون گفته بودند اگر حضورداشته باشید معلوم میشودکه برنده می شوید یا نه. فقط آن ها که حضور دارند از بین آن ها انتخاب می شوند. دیگری هم جشنواره چهاردهمین سال متوالی مگافست اکشن، که به عنوان نامزد بهترین مستند ورزشی راه یافته بود اما چون دراین دو جشنواره حضور نداشتم برنده نشدم. چون برنده باید ازکسانی بود که حضورداشتند. بعد در دومین جشنواره بین المللی فیلم آمستردام شرکت کردم و نامزد بهترین کارگردانی و بهترین مستند شدم و به خودم گفتم برو هلند وشرکت کن. و رفتم. فکر نمی کردم که به عنوان بهترین کارگردان انتخاب و برنده شوم. خدا را شکر وخیلی خوشحالم.

در مورد سینما و به طور کلی هنر دو دیدگاه وجود دارد یکی «هنر برای هنر»، دیگری «هنر برای محتوا». شما در آثارتان از هنر سینما برای گفتن حرف هایتان و بیان دغدغه های ناشنوایان استفاده می کنید. آیا هیچ وقت سینما را آن طور نگاه می کنید که جنبه «هنر برای هنر» داشته باشد؟

سوال خیلی پیچیده شد باید عرض کنم که بله من درهمه آثارم مسلما ازهنرسینما استفاده می کنم وهمیشه برای گفتن حرفهایم و بیان کردن آن از دغدغه ها وگرفتاریهای ناشنوایان استفاده می کنم ومی گردم وت حقیق می کنم تا ببینم وبدانم مشکلات آن ها چیست و چگونه می شود آن ها را برطرف کرد. من کلا سینما را خیلی دوست دارم. زمانی که ایران بودم خیلی سینما می رفتم، اینجا که بیشتر. حتی فیلم های ایرانی هم که می آید و اکران می شود، حتما می روم. فرق نمی کند سینما هم خودش هم هنر است و هم تفریح و هم کسب درآمد است.

از بازیگران زن و مرد و هنرمندان ایرانی (اعم از کارگردانان تهیه کنندگان و …) کدامشان را بیشتر دوست دارید؟

من دوستان بازیگران زیادی دارم چندتایشان خیلی با معرفت هستند و هنوز با هم در تماسیم. اجازه ندارم و نمی توانم اسم آنها را نام ببرم. همه دوستان خوب من هستند .

شما نخستین بانوی ناشنوای فیلمساز ایران هستید. بعد از شما آیا شخصی ناشنوا وارد این حرفه شده است؟

نه متاسفانه! چندنفر را می شناسم که استعداد دارند و امیدوارم هرچه زودتر وارد این حرفه شوند. آرزویم این است که همه ناشنوایان در کارشان و در زمینه ی فیلم و هنر پیشرفت کنند. هدف من شخصا این است به تمام جهان نشان دهم که توان دارم و می توانم فیلم بسازم.

چه عواملی باعث موفقیت شما شدند؟

فقط خدا. فقط خدا و تلاش وکوشش و همت خودم وهمراهی و پشتیبانی مادر عزیزم که تا زمانی که ایران بودم همیشه مشاور و مترجم من بود. بعدکه به ونکوور آمدم باز هم خدا و دعاهای مادرم ودلداری های مادرم و کوشش، بردباری و تلاش خودم.

آیا می خواهید به فعالیتتان صرفا به عنوان فیلمساز ادامه دهید یا اگر مثلا فیلمی در زمینه مورد علاقه تان مثلا در مورد ناشنوایان ساخته شود تمایل دارید به عنوان مثال به عنوان بازیگر یا سایر زمینه ها هم فعالیت داشته باشید؟

من خیلی دوست دارم در بازیگری تجربه داشته باشم. قبلا در «سالاد فصل» در کنار لیلا حاتمی در نقش کوتاهی حضور داشتم. قسمت نشد که کارگردانان دعوتم کنند که بازی کنم. خیلی دوست دارم نقش خیلی سخت بازی کنم.

شخص خاصی هست که در رسیدن به این جایگاه حمایتتان کرده باشد؟

متاسفانه هیچکس. خودم خیلی تلاش کردم، خیلی سختی کشیدم، سال ها خیلی صبر کردم تا با کمک خداوند، بالاخره به اینجا رسیدم. احساس می کنم همه جا فقط خدا یار و یاورم است. خیلی بهم کمک کرد. از خدای مهربان خیلی تشکر میکنم. در ایران مادرم خیلی بهم کمک کردند، در خیلی کارها. واقعا از ایشان خیلی تشکر می کنم، خیلی زحمت ها کشیدند و دستشان را می بوسم.

واکنش ها در ابتدای تصمیمات برای فعالیت در زمینه فیلمسازی چطور بود؟

وقتی که به همه گفتم می خواهم فیلمساز بشوم، همه می خندیدند. به همه جا برای کلاسهای مربوطه رفتم بخاطر ناشنوا بودنم قبول نمیکردند. ولی اینجا برای کلاس، مترجم مخصوص ناشنوایان دارند. دوست دارم بروم کلاس و احساس می کنم تشنه یادگیری هستم، اما متاسفانه وقت نمی کنم.

آیا گروه و سازمان و انجمنی در داخل ایران از شما در این راه حمایت کرد؟

در دو مستند «معلم کاشف» و «زمزمه در باد» با انجمن خانواده ناشنوایان ایران همکاری داشتم چون سالها با انجمن همکاری افتخاری داشتم آنها به من کمک کردند از آنها هم خیلی تشکر می کنم.
چه شد که به کانادا مهاجرت کردید و آیا قصد دارید در آینده به فیلمسازی در کانادا ادامه دهید یا به ایران برمی گردید؟
من به کانادا مهاجرت کردم وهدفم این است که فیلم های بلند وتاثیر گذار بسازم. فرقی نمیکند. بستگی دارد. هرکجا باشم، فیلم می سازم. خون و پوستم از ایران است. ایران وطنم است. دوست دارم مشکلات ناشنوایان به گوش همه جهانیان برسد و همه رفع شود.

فعالیت به عنوان یک فیلمساز جوان ناشنوا در کانادا چه تفاوت هایی با داخل ایران دارد و چه بازخورد هایی آنجا دریافت کردید؟

همه جا وقتی پول وسرمایه وجود داشته باشد، می توانی فیلم بسازی. ولی خوب اینجا راحت تر است وآزادی ات بیشتر است وکسی کاری ندارد. البته در ایران هم که بودم، خیلی موردتشویق قرارگرفتم .ولی خوب، طرز فکرها باهم فرق می کند. بعضی افراد باورنمی کنندکه ناشنوا می تواند کارگردان باشد. می پرسند پس چطوری ارتباط برقرار می کنی. باید بگویم من هم با لب خوانی و هم با زبان اشاره و هم با نوشتن و گاهی اوقات هم با مترجم ارتباط برقرار می کنم، هم با عوامل فیلمم و هم با مردم.

در مصاحبه ای که با شبکه دوم صدا و سیمای ایران داشتید نقش مادرتان را بسیار پر رنگ عنوان کردید آیا ایشان هم با شما به کانادا مهاجرت کردند؟

من درمصاحبه تلویزیونی «زنده باد زندگی» به عنوان دخترموفق و فعال جامعه و ناشنوای هنرمند دعوت شده بودم. مادرم به عنوان مترجم و همراه من بود. بله، درست است. چون من درهمه کارهایم چه ساختن فیلم و چه فعالیت های دیگر، ازجمله شرکت درجشنواره ها ومصاحبه ها و برنامه های هنری و ورزشی با ایشان مشورت می کردم و با نظر وصلاحدیدِ ایشان برنامه ریزی می کردم. باید بگویم نه، متاسفانه مادرم همراه من نیامد وترجیح داد در ایران بماند. من به تنهایی آمدم.

در کنار فیلمسازی موفقیت هایی هم در زمینه ورزش داشتید. برایمان بیشتر توضیح می دهید؟

من از بچگی عاشق ورزش بودم. در ورزش های مختلف شرکت می کردم. تخصص من رشته والیبال بود. در دوران مدرسه ام مرا به اردو می فرستادند. در مسابقات والیبال شهرستان ها مخصوص ناشنوایان شرکت کردم. اما اصلا تا به حال در المپیک ناشنوایان شرکت نکردم. قسمت نشد. آرزویم است که شرکت کنم. متاسفانه در ایران دراین زمینه سختگیری می کنند.

اکثر کارهای شما تا به حال فیلم های کوتاه در مورد مشکلات و دغدغه های ناشنوایان بوده است. چه چشم انداز و هدفی برای خود در زمینه فیلمسازی دارید؟ آیا امکان ساخت فیلمی به جز محوریت زندگی ناشنوایان دارید و یا علاقه ای برای اینکار وجود دارد؟

من عاشق ناشنوایان هستم و دوست دارم فیلم هایی درباره ناشنوایان بسازم چون خودم ناشنوا می باشم .

پس از فیلم آخرتان که به موفیقت رسید آیا پروژه ای در دست بررسی و اجرا به عنوان کار بعدی خود دارید؟

بعداز مستند «پسر ناشنوای دانهام» مستند دیگری به نام «در راه من» ساختم که ۵۲دقیقه است درباره مشکلات معلولین است. پروژه بعدی ام مستند یا فیلم ۱۵دقیقه ایی است که قصد دارم برای جشنواره فیلم ناشنوایان فرانسه بسازم وشرکت کنم. به امید خدا آرزو دارم اگر سرمایه داشتم یا سرمایه گذارداشتم ویا کسانی از نظر مالی کمکم می کردند می توانستم فیلم ها یا مستندهای بیشتری بسازم زیرا تا به حال خودم تهیه کننده بودم. درضمن آرزویم این است که بتاونم فیلم سینمایی بسازم.

به عنوان یک فیلمسازچه پیشنهاد و یا توصیه ای برای علاقه مندان به سینما دارید. شاید به عنوان کسی که این راه را طی کرده تجربیات شما در این مسیر بتواند کار آنها را آسان تر کند.

به تمام کسانی که به فیلمسازی علاقه دارند پیشنهاد میکنم حتما به کلاس های کارگردانی و تصویربرداری بروید و یاد بگیرید و با همه تیم همکاری کنید و اصلا تسلیم و ناامید نشوید فیلم های مورد علاقه تان را بسازید و حتما در جشنواره ها شرکت کنید. نشان بدهید، چقدر استعداد و توانایی دارید. حتما از فیلمسازانی که فیلمهای کوتاه ساختند،کمک و راهنمایی بگیرید و بعنوان داوطلب همه جا شرکت کنید و یاد بگیرید.

کتاب میخوانید؟ چقدر مطالعه میکنید و اگر از شما بخواهیم یک کتاب خوب به مخاطبین معرفی کنید. انتخابتان چه کتابی است؟

درایران که بودم عاشق رمانهای مریم جعفری ونسرین ثامنی بودم. کلا رمان خیلی دوست دارم ودانستنیها رامیخواندم به همه پیشنهاد میکنم کتاب زیاد بخوانند. با کتاب قهرنکنند، مخصوصا کتابهای آموزنده ودانستنی، غذای روحم، کتاب، موسیقی و فیلم است.

در پایان می خواهم ازاین طریق از مادرعزیز و مهربانم که زمانی که ایران بودم همیشه یار و یاور و همراه و مشاور و مترجم من بوده، تشکر وقدردانی کنم، که اینجا هم ازدعا های ایشان به موفقیت رسیدم. همچنین از آقایان محترم وقتی که ایران بودم همیشه مشوق ودلسوزمن بودند، آقای مازیار رضا خانی، آقای محمدآفریده، آقای محمدخزاعی، آقای سید احمد میرعلایی وآقای پژمان لشکری پور که ازمدیران ود بیران جشنواره ها بودند تشکر وقدردانی کنم که خیلی لطف و محبت کردند. بینهایت سپاسگزارم و از شما هم ممنونم که وقت خودتان رادراختیار بنده گذاشتید و به صحبتهای اینجانب گوش فرادادید ممنون وسپاس گزارم.

مطالب مرتبط
تئودور آدورنو - تلخیص و گزینش: ش. ص. زاهدی   فقدان قطعيت امروزه ناگفته پيداست ادامه مطلب
اولین نمایشکاه انفرادی عکاسی،آرمان مولوی، هنرمند و عکاس ایرانی ساکن پاریس در تهران با عنوان ادامه مطلب

اولین نفری باشید که نظر می دهد.

دیدگاهی بنویسید

آدرس ایمیل شما محفوظ می ماند


*